الشيخ محمد تقي فلسفي

225

الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )

فقلت لا قيمة لها . فقال عليه السّلام و اللَّه لهى احبّ الىّ من امرتكم الّا ان اقيم حقّا او ادفع باطلا . « 1 » على عليه السّلام در موقعى كه با لشكريانش به جنگ جمل ميرفت در يكى از منازل نزديك بصره بنام ذى قار فرود آمد . عبد اللَّه بن عبّاس ميگويد بر آن حضرت وارد شدم ديدم نشسته و كفش پارهء خود را وصله مىزند ، به من فرمود : قيمت اين لنگهء نعلين چقدر است ؟ عرض كردم ارزشى ندارد . فرمود به خدا قسم اين نعلين در نظر من محبوبتر از فرمانروائى و حكومت بر شما است مگر آنكه بتوانم در پرتو آن اقامهء عدل و حقى نمايم يا آنكه باطل و بيدادى را بر اندازم . انّا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملّة من الملل بقوا و عاشوا الّا بقيم و رئيس لما لا بدّ لهم منه في امر الدّين و الدّنيا . « 2 » فضل بن شاذان از حضرت رضا عليه السّلام شنيده است كه فرمود : هيچ طائفه و ملتى را نمىيابيم كه بزندگى ادامه داده و پايدار مانده باشند مگر بوجود رئيس و سرپرستى كه ضروريّات مادّى و معنوى آنان از ناحيهء او تأمين شده باشد .

--> ( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 33 ( 2 ) بحار ، جلد 3 ، صفحهء 108